مرتضى مطهرى

125

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اين هم دليل سوم اصالت وجود بود كه چون يك مقدار نيازمند به بحث بود ما بيشتر روى آن بحث كرديم . دليل ديگرش باشد براى درس بعد ، چون آن هم بحث خيلى مفصلى دارد .

--> آن وقت حرف گاليله هم به همين مناسبت است كه به خداشناسى رسيده است كه مىگويد هر متحركى تا زمانى كه به يك مانعى بر نخورد . . . استاد : بله ، ولى آن هم اتفاقا يك بحث ديگر و يك مسألهء ديگر است . ولى حرف گاليله در كلمات اينها ( يعنى فلاسفهء اسلامى ) طرح شده است ، خيلى خوب هم طرح شده است . - در كجا طرح شده است ؟ استاد : در باب حركت طرح شده است . اين شعر حافظ هم در همين زمينه است : در چمن هر ورقى دفتر حالى دگر است * حيف باشد كه ز كار همه غافل باشى - بل هم فى لبس من خلق جديد . استاد : بله ، خيلى عالى است ؛ غزل خيلى فوق‌العاده‌اى است : نوبهار است در آن كوش كه خوشدل باشى * كه بسى گل بدمد باز و تو در گل باشى من نگويم كه كنون با كه نشين و چه بنوش * كه تو خود دانى اگر زيرك و عاقل باشى در چمن هر ورقى دفتر حالى دگر است * حيف باشد كه ز كار همه غافل باشى شعر قبلىاش هم اين است : چنگ در پرده همين مىدهدت پند ولى * وعظت آنگاه كند سود كه قابل باشى نقد عمرت ببرد غصهء دنيا به گزاف * گر شب و روز در اين قصهء باطل باشى در بعضى نسخه‌ها « باطل باشى » است و ظاهرا اصح همين است . در نسخهء چاپ قزوينى « قصهء مشكل باشى » است ، ولى در نسخهء چاپ انجوى « قصهء باطل باشى » است . شعر بعدش : گر چه راهى است پر از بيم ز ما تا بر دوست * رفتن آسان بود ار واقف منزل باشى حافظ هميشه در هر غزلش خودش حرف خودش را تفسير مىكند . كم اتفاق مىافتد كه قسمتى از يك غزل حافظ قسمت ديگرش را تفسير نكند . حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد * صيد آن شاهد مطبوع شمايل باشى كه اصطلاح مجذوب سالك را مىگويد نه سالك مجذوب را . اينها يك اصطلاح سالك مجذوب دارند و يك اصطلاح مجذوب سالك . يك وقت اول مجذوب است بعد سالك ، و يك وقت اول سالك است بعد مجذوب . در اينجا مجذوب سالك را مىگويند .